آخرین اشعار

زنگ مهر

دست در دست باد، دختر من
می‌زند رنگ نو به دشت و دمن

در حضورش قطار گنجشکان
گرم تصنیف ابر و باد و چمن

فصل زیبای عاشقی در راه
باغ، لبخند پر ز آویشن

کوچه‌ها را یکی دو تا می‌کرد
برگ‌ها زیر پاش مثل ترن

چتر گل باز روی پیشانیش
طرح نو بسته روی پیراهن

مهر از راه می رسد با ناز
نرم و آهسته می‌کشد دامن

خط کش و دفتر و تراش و مداد
داخل کیف، گرم حرف و سخن

یک یک حرف ها به تخته سیاه
همه با ذوق و شوق و چشمک‌زن

آن طرف تر مداد رنگی‌ها
رخت رنگی و گل‌گلی بر تن

نرگس و جمع هم کلاسی ها
شانه بر شانه، دست بر گردن

واژه‌ها هم به رقص آمده‌اند
بر سر راه دختران وطن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه