آخرین اشعار

زندگی تازه‌ی جهان

اگرچه زندگی تازه‌ی جهان، نوروز…
چه داده است به روز من ارمغان نوروز؟

به چشم‌هام که در دوردست خشکیده
و حبس گشته در آن کنج آسمان، نوروز

به چشم‌هام که مثل دو تا پرستویی
که هیچ‌جای نکردند آشیان نوروز

گذشتم و سر سیمی پرنده‌ها… گفتم
پرنده چیست جدا از پرندگان نوروز؟!

چه کیف دارد هرجای این جهان باشم؟
به من که هست گل سرخ و شادیان، نوروز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه