روزگاری جهان جای بهتری میشود
پنجرهی به سمت آسمان باز میشود
گلی در باغچه می خندد
و تمام رود خانه های جهان
زلال میشوند
روزگاری بر پیشانیات مینویسند
انسان
و بر دامنت میاویزند
گلهای شکفته از باور های سپید را
زنی میشوی با موهای مواج
گونه های براق
و لبانی که شکوفه میکنند از شادی
روزگاری جهان جای بهتری میشود
و تو میان همهی ستاره های آسمان
نشانهی خواهی گذاشت
از دردی بر سینه
داغی بر گونه
لکهی بر دامن
و نفرینی بر جهان
روزگاری جهان جای بهتری خواهد شد
و تو میان شعر های سپید
بیت های کلاسیک
و ردیف نخست روزنامه های جهان
با نام خودت
خواهی زیست با لبخندی بر لب
گلی بر دامن
ترانهی بر دل
و داغی بر سینه
روزگاری…