آخرین اشعار

رفیق

ما نسل استخوان و سرابیم، ای رفیق
تب‌دارِ داغ نان و شرابیم، ای رفیق

بر دوش ماست رنج جهان، بی‌دفاع و سرد
بی‌سایه، بی‌پناه و خرابیم، ای رفیق

با هر نفس به مرز جنون می‌رسیم ما
اما هنوز عاشق و نابیم، ای رفیق

در بادهای تند سیاست، شکسته‌ایم
در آتشِ دروغ، کبایبم ای رفیق

ما را به جرمِ بذرِ محبت کشیده اند
در حلقه‌های خشمِ طنابیم، ای رفیق

نه سقف و سایه‌ای، نه امیدی به روز بعد
چون مردگان شب‌زده، خوابیم، ای رفیق

چشم انتظار معجزه‌ای نیست جان ما
ما خود شکست تلخ کتابیم، ای رفیق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه