او رسول رحمت بود، پیک مهربانیها
سورهی محبت بود شور همزبانیها
جرعه جرعه نازل شد بر زمین تفتیده
قطره قطره باران از سمت آسمانیها
نکته سنج محفلها دانه دانه برچیند
نکتهها که میآید میر نکتهدانیها
جان و دل به وجد آمد، کل آفرینش را
از ازل به این سو تا مرز این زمانیها
آمد و فروزان کرد، کوره راه انسان را
پرچمی به دستش داد با همه نشانی ها
لوح تا ابد مانا، برگ سبز اعجازش
ماندگار درک آن، فهم ذرهبینیها
مرد و زن برابر شد، مهر سهم دختر شد
عشق محترمتر شد در بر زمینیها
به چه دورهی نازی، فصل عاقبت سازی
حسرتا که گم کردم فرصت جوانیها
عشق احمد و آلش، گنج ماندگار ماست
سایه شان فروزان باد بر سر جهانیها