آخرین اشعار

دیشب که با پیراهنت هم ساز رقصیدیم

دیشب که با پیراهنت هم ساز رقصیدیم
مثل دو قمری در قفس، هم راز رقصیدیم

دنیای ما، ویران تر از دنیای آدم بود
با هفت پشت عشق، عالم باز رقصیدیم

مثل ستاره، مثل شب، خاموش در صحرا
در وادی چشم تو بی آواز رقصیدیم

بیگانه تر از خویش، سرگردان تر از دریا
بی آرزو در صبح چشم انداز رقصیدیم

زانو به زانو آیه می خواندیم از مهتاب
دیشب که با چشم شقایق ساز رقصیدیم

از عشق می گفتیم ما، از عشق می خواندیم
این گونه هستی را پُر از پرواز رقصیدیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه