آخرین اشعار

دو گرگ پیر

دنیای من شبیه درختی‌ست در کویر
تنهایی اتاق مرا دست کم نگیر

من سردم است و قاصدک از هر کجا که هست
باز آمده به دیدنم اما چقدر دیر

حالا که بافت خورده به‌ هم سرنوشت ما
تو جوی فاضلابی و من کرمک حقیر

بیچاره من که این همه از خود گذشته‌ام
بیچاره‌تر زنی که شده در خودش اسیر

راهی دگر بگیر و برو سمت ـ نیستی؟ـ
جام دگر بگیر برو آن‌طرف بمیر

جای دو دست، سرزده از من دو چوب خشک
جای دو چشم، زل زده در تو دو گرگ پیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه