آخرین اشعار

خسته از موج توهم، تخت و شب، عطر حضور

خسته از موج توهم، تخت و شب، عطر حضور
کاشکی در خود بمیرم گوشه ای تاریک و دور

خودزنی های مسافرهای این سیاره را
تا به کی باید تحمل کرد؟ توهین بر شعور؟

گلپری دیشب کنار کافه ی دلواپسی
در نوازش های بی دعوت نشسته! لخت و عور

درد زرد کهربایی، خون سرخ آتشی
هدیه ی فصل تناقض های نسل سوت و کور

در قطاری پر شتاب و یک گریز بی سبب
ایستگاهی را نمی‌پرسیم و مقصد در عبور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه