حرفی بزن که این شب دلتنگ بشکند
این سایه ی ستم زده، این سنگ بشکند
بر دستمال سوخته رنگین کمان بدوز
تا خواب این جزیره ی بیرنگ بشکند
چیزی بگو که چتر سکوت ھمیشگی
با شعر عاشقانه و آھنگ بشکند
دل را دوباره ساز! مبادا چنان
چنین این شیشه تا قشنگ شود، شنگ بشکند