آخرین اشعار

جلوه‌گه‌ی نور

با سنگ هوس شیشه‌ی انگور شکستند
جام عسل و جامه‌ی زنبور شکستند

با دشنه‌ی دیوانگی آشوب نمودند
شب‌خون زده در چشم فلک نور شکستند

خورشید! ترا از خط تقویم زدودند
تندیس تو و جاذبه‌ی هور شکستند

صدنامه‌ به پیروزی‌ ضحاک نوشتند
شیپور صمیمانه‌ی منصور شکستند

بر صاعقه و ابر و دمن کینه گرفتند
در آیینه‌ها رشته‌ی هاشور شکستند

الفاظ دری در قدم خوگ نهادند
فرزانگی در قامت مغرور شکستند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه