آخرین اشعار

جان پدر کجاستی؟

رفته هزار جا دلم، جان پدر کجاستی؟
چلچله‌ی بهاری‌ام، ساکت و بی‌صداستی

دیر رسیده‌ام ولی مثل زمان کودکی
زود پریده‌ای نفس، عشق ستاره‌هاستی

قول و قرار قاصدک، رفتن و پر گشودن است
قول و قرار کرده‌‌‌ای پیش خود خداستی

گرچه ورق ورق شدی مثل کتاب و دفترت
آی نسیم نیمه جان، در همه جا رهاستی

عطر تو زنده می‌کند خاطره‌ی بهار را
نو گل پرکشیدۀ شاخ اقاقیاستی

مانده به جای تو منم، بال و پر شکسته‌‌ای
کابل دل شکسته‌‌‌ای، معبد غصه‌هاستی

تاب ندارد این دلم، مردم و نیمه‌جان شدم
نور دو چشم من بگو، جان پدر کجاستی؟

شناسنامه