تو آفتاب میشوی، تمام ماه میشوم
اگر غروب میكنی چی غرق آه میشوم
تمام كهكشان من به دست تو دمیده است
نگو كه روزی میروی، نگو، تباه میشوم
به سجده سجده میدمی بر آستان جانماز
به تو پناه میبرم، پر از گناه میشوم
به چشمهایت از بهشت، شراب نور می چكد
به اعتیاد میروم، شراب خواه میشوم
به دستهای ایمنت تمام صبح میوزد
نگیری دستهای من، شب سیاه میشوم