آخرین اشعار

تقلای خوش

همچنان غرق به رؤیای خوشت می‌‌مانم
چشم در راه خبرهای خوشت می‌مانم

زندگی در وطن خویش، خودش خوشبختی است
گام این‌گونه به دنیای خوشت می‌مانم

بارها سوخته در دست تو رؤیاهایم
بازهم دل به تمنای خوشت می‌مانم

گرچه رنج است همه خاطره‌هایت در من
باز این‌جا به تقلای خوشت می‌مانم

یک‌زمان کابل و غزنه، همه‌ی دنیا بود…
من از این در به تماشای خوشت می‌مانم

برسد شاید ایام شکوفایی تو
آرزومند به فردای خوشت می‌مانم

هرچه خوشبخت شدن را به تو پیوند زدم
شاعر ساده سودای خوشت می‌مانم

شناسنامه