آخرین اشعار

تفنگ های سیاه

غمی به هیبت کوهی ز سنگ های سیاه
نهاده پا به گلویم به رنگ های سیاه

به نسل سوختگان هدیه‌ای زمانه نداشت
جز ابرهای سیاه و نهنگ های سیاه

بر آهوان ز پستان‌ گرفته می‌لرزم
ز هول گردنه‌ها و پلنگ های سیاه

کتیبه‌های سلول کدام زندانیم؟
که روی هر ورق ماست انگ های سیاه

هجوم سایهٔ کابوس ها مبادا دور
ز خواب مشعله‌داران جنگ های سیاه

که ذهن کودک این خاکدان سیه‌پوش است
ز حفره‌های کبود تفنگ های سیاه

بخوان حکایت این استخوان‌فروشان را
ز نعل رخش؛ میان تبنگ های سیاه

بس است رنگ که میراث‌تان نخواهد بود
به غیر صفحهٔ تاریخ ننگ های سیاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه