زخم هایت طوق لعنت وار
تا قیامت بر سر ابلیس می چرخند
تا بسیط خاک بشناسد
قاتل بی عار و بی ننگ زبونت را
ای دیار سال های سال
گورها از پیش آماده
در کجا با قاتلت دیدار خواهی کرد؟
در کدامین معبد متروک
قاتل آلوده دامان پلیدت را
بر دار خواهی کرد؟
دادگاهی نیست
تا دیت بستاند از خونت
تا فراخواند اجیری را
در قصاصی
روی نطع پاک گلگونت
تن مزن ای شهر بدفرجام
هین نشان ده زخم هایت را
مشعل خون عزیزت
از بلندی ها نمایان است.
هین علم کن خشم هایت را!