تا حس غنچه پیش تو ابراز می شود
گل می کند بهار و غزل ساز می شود
هر صبحگاه پنجره ی خنده ی علی
سمتِ طلوع خنده ی تو باز می شود
در خانه راه می روی و وسعت بهشت
از خاک زیر پای تو آغاز می شود
از گوشه های صحن حیات نگاه تو
صد ها پرنده راهی پرواز می شود
تو مادر زمین و زمانی که این چنین
هر روز با دعای تو اعجاز می شود
وقتی که حرف حرف امام است فاطمه
با آن همه لطافت، سرباز می شود
این عطرِ آشکار نشان کسی است که
هجده بهارِ بعد، خودش راز می شود