من مثل نامه های خودم بی نشانی ام
دیگر چرا به سمت خودت میكشانی ام؟
با فصل های ممتد پاییز میرهم
تقویم هم ورق زد اگر تو بخوانی ام
یك شب ستاره میشوم و زیر پلك ماه
بیرون بیا به دیدن خانه تكانی ام
من در سكوت شعر خودم حرف میزنم
نفرین هرچه آینه، بر بی زبانی ام
هر جمعه شب برای غزل خواندنم بیا
در هر ردیف و قافیه از تو جدا نی ام