بی عشق خود را تا ابد انسان نمییابد
آهنگ عاشق هیچگا… پایان نمییابد
تاریخ باری خوانده باشی آدمی هرگز
سرمنزل مقصود خود آسان نمییابد
مثل کسی که با چراغی آدمی میجست
یا آنکه حافظ خوانده اما (آن) نمییابد
من کشف کردم زندگی را از دو چشمی که
تا رود خشکم سوی من جریان نمی یابد
دلتنگم و کابل به دنبال تو می گردم
جای تو را در شهر تکسیران نمی یابد
بی هیچ دستآورد باشد باز میگردم
طوریکه صاحبخانه را مهمان نمی یابد