آخرین اشعار

بیچاره بودم مثل شب‌های همین حالا

بیچاره بودم مثل شب‌های همین حالا
چشمانم انصافا شبیه کاسه ی خون بود

هر شب در آغوش خیالت گریه می کردم
افسرده تر از من درخت بید مجنون بود

باران از آغوش کدامین ابر می آمد
وقتی تو در دنیای غمگین خودت بودی

وقتی نمی دانستی اما لختی از یلدا
از زیر شال بی سرانجام تو بیرون بود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه