بیا و دست مرا… این وبال بر شانه
بدل به بال کن امشب بدل به پروانه…
صدام کن غزلی تازه و لبالب را
شراب وار بریز از سبو به پیمانه
«مرا به کودکیِ شورِ آب ها برسان»
به ماهیانِ ته حوضِ کوچکِ خانه…
به دورها ببرم دورهای پر برکت
به عطر دست تو و نان گرم صبحانه
«بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب»
بخوان و وسوسه کن ای صدای مردانه
و عاشقانه تر از قبلها خطابم کن
پری کوچک غمگین… پری دیوانه
من از درون به تب تو ادامه خواهم داد
به این حرارت سُکرآور شگفتانه…