بیا ای قهرمان هستیِ شهنامهی جانم
که من در انتظارت دختر شاه سمنگانم
تو با جشن گل و نارنج و عطر پونه میآیی
و من نوروز را امسال در چشم تو مهمانم
تو دریایی که سرشار ترنمهای رنگین است
شبیه نارون من در کنارت سبز میمانم
کنار تو که هم رنگ بهار و باغ و بارانی
همیشه معنی آزادهگی را خوب میمانم
میان گیسوان زخمی خود لاله میکارم
بهار دیگری میآورد عطر گریبانم
من از تو رنگ میگیرم تو از طبع شکوفانت
مرا با عشق میخوانی ترا با عشق میخوانم