آخرین اشعار

بهشت

تا یک پیاله نوش کنیم از بهشت من
بگذار تا که دم بکشد سرنوشت من

می بارد از هوا و زمین میوه های تلخ
قانون جاذبه است درون سرشت من

هر روز خشت می پزم و سنگ میخورم
افسانه ها نوشته شد از خوب و زشت من

یک دشت سرد و خالی و بی برکتم ببین
حالا رسیده اند ملخ‌ها به کشت من

در ابتداي جاده به پايان رسيده ام
داغِ غم است حک شده بر خشت خشت من

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه