من فکر می کنم که در چنگ باد هستیم
هر سو کشید ما را، هر جا نهاد، هستیم
تا باد فوت فرمود چرخی به افتخارش
کلاً در اختیار هر چرخباد هستیم
کف می زنیم با باد، دف می زنیم با باد
از اینهمه کف و دف، مستیم، شاد هستیم
همسایه زخم دارد ما با نمک ترینیم
فکر تداوی او با این ضماد هستیم
اشک است سهم مردم، در داغ و در عزا گم
ما عیش ما تبسم، آیا جماد هستیم؟
نی التهاب و شوری، نی جرات عبوری
در برف ماندگانیم، در انجماد هستیم
افسوس میهن من! ای چاه پر تهمتن!
آیا برای تو ما غیر از شغاد هستیم؟