آخرین اشعار

ای شهر عشق و آرزو

ای شهر عشق و آرزو، ای بلخ، ای مادر!
قد می‌کشد از دامن پر بار تو نوروز
ای هم قد خورشید و ماه آسمان، بی‌شک
گل می‌دهد خاز از سر دیوار تو نوروز

مبدا عشق و شعر و تاریخ است نام تو
اسطوره هستی تا ابد، اسطوره می‌مانی
زیباست دنیا گرچه با دار و ندار خویش
اما برایم دایماً بیجوره می‌مانی

صد نوبهار از نوبهاران تو پابرجاست
زرتشت از دامان تو پیغمبری آموخت
خورشید حتی از تو، امُ البلاد من!
شد سال‌ها عشق و مهر مادی آموخت

ای خاستگاه پارسی، ای مهد دانایی
چیزی فراتر از جنونم عاشقت هستم
ای ماجرا در ماجرا، در خویش سرگردان
ای تخت و بخت واژگونم، عاشقت هستم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه