این همه قصۀ تقدیر شنیدن تا کی؟
آن هیولای پس پرده ندیدن تا کی؟
به خدا، این همۀ فاجعه پروردۀ ماست!
پای بیگانه به این قضیه کشیدن تا کی؟
گرگ را از رمۀ زندگی ات بیرون کن!
های چوپان ستم دیده، دریدن تا کی؟
سوخت از آتش پیشانی تو سجاده
این همه سوختن و روبه تپیدن تا کی؟
جاده هموارتر از موج نگاه من و توست
راه نارفته به بن بست رسیدن تا کی؟