آخرین اشعار

این شیوه‌ی غارتگری راهزنان است!

یک منظره از وسعت فردوس جنان است
چشمان تو آرامش قبل از هیجان است

لبخند بزن خنده ی زیبای تو هر آن
در زندگی فلسفی ام یک جریان است

هر قدر که آغوش تو “ممتاز محل” است
ابروی گره خورده ی تو “شاه جهان” است

دل بردی از آغاز، بیا در پی ِ جانم
این شیوه ی غارتگری راهزنان است!

اوضاع زمان گاه خوش و گاه مخالف
یک روز چنین بوده و یک روز چنان است

با بودن تو در دل من شور عجیبی ست
در سینه ام از دوری تو جامه دران است

ای روحِ پریشان به شب وصل تو سوگند
این جسم بدون تو همان خاک روان است

عمریست که این راهِ به پایان نرسیده
از کوتهی فرصت دنیا نگران است

شناسنامه