آخرین اشعار

اقلیم عاشقانه باغ

عبور کن به تماشای سبزه و گل‌ها
درنگ کن به تماشای چشم سنبل‌ها

زمین جوان شده و سار و قمری و گنجشک
نشسته اند به سرشاخه ی تغزل‌ها

برقص باز در اقلیم عاشقانه باغ
به دست باد بده موج ناز کاکل‌ها

برای دفتر خود طرح برگ و بال بکش
که زندگی شده در سایه ی تجمل‌ها

برای عابر دلتنگ و خسته شعر بخوان
بریز چای و بگو از نشاط قل قل ها

به قدر یک دو بهار از شکوفه حرف بزن
بگیر فاصله از کوچه ی تغافل ها

بس است کهنه شدن، زیر خاک پوسیدن
که سال هم شده نو با عبور از پل‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه