آخرین اشعار

ابرها عقده دم‌کرده‌ی غم‌های من‌اند

ابرها عقده دم‌کرده‌ی غم‌های من‌اند
بادها آیینه‌دار سر و سودای من‌اند

خاک اندازه تنهایی و سرگشتگی‌ام
جاده‌ها وسوسه گمشدن پای من‌اند

آسمان پیکر ناکام من و کوکب‌ها
زخم‌ها که سرکرده ز هر جای من‌اند

زاغ‌ها بر سر دریای غروب آلوده
داغ‌های دل بی‌ساحل تنهای من‌اند

برگ‌هایی که پریشان شده‌اند از طوفان
پاره پاره ورق دفتر رویای من‌اند

شام شد کوچه و خالی‌شدنش از آدم
باز از پنجره مظنون تماشای من‌اند

تازه شلاق چه رعد به صدا برخیزد
ابرها عقده دم‌کرده غم‌های من‌اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه