آخرین اشعار

آیینه مکدر شده یخ‌بسته و سرد است

در سوگ یما سیاووش

آیینه مکدر شده یخ‌بسته و سرد است
زخمی دل مادر شده، آغشته به درد است

امروز که لبخند تو بر خاک تپیده
یک دشت صنوبر همه پژمرده و زرد است

این زندگی از مرگ دگر فرق ندارد
شطرنج شده تخته‌ی هستی و چو نرد است

این شهر شده وحشت مرموز و مجسم
هر جاده که آلوده به خون زن و مرد است

از هیچ طرف برق امیدی ندرخشید
اخبار شب و روز حکایات نبرد است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه