سهم من و تو از کشاکشهاست ویرانی
تقدیر ما این است تا آخر پریشانی
این سهم ما شد در میان قاه قاه جنگ
شبهای گرگآلود در شبهای طوفانی
امروز “نان” با “غصه” در این سفره میبینی
فردای بینان رزق این سفرهست حیرانی
در کوچهها خون میفروشد روح شوم جنگ
از کالبدها میکَند جان را به آسانی
این سرزمین را سمفونی مرگ کر کرده
اذکار روحانیِ با آوای شیطانی…