سید حسن مبارز در سال 1364 ه.ش در جوار امام هشتم شیعیان در شهر مشهد مقدس چشم به جهان گشود. مجموعه شعر «از شاخه انجیر» اولین مجموعه شعر چاپشدۀ اوست.
باد می آید، پس از آن فصل خیزش می رسد
ابر پیدا می شود، باران به ریزش می رسد
ای عشق، خدا دوری ما را نرساند
امروز مرا بی تو به فردا نرساند
دلخستهایم کیست کمی دلبری کند
پیغمبری بیاید و پیغمبری کند
به نام عشق، به نام همیشه ی جاری
به نام حضرت معبود، حضرت باری
ای زائرِ تنها شده ی آمده تنها
باز است درِ خانه به روی تو بفرما
تویی نسیم خوش راهی بهار شده
منم همیشهی دور از تو بیقرار شده
هنگام رفتن از حرم آن امام بود
وقتم تمام و حرف دلم ناتمام بود
حرف از صدای جاری ایمان نمانده است
گوشی که بشنود سخن از جان نمانده است
صبح است و باز در نفس صبحدم حرم
راه رهایی از شب اندوه و غم حرم
مثل آسمان، اسیرِ صوت دلنشین توست
این جماعتی که یا حسین در کمین توست
یک منظره از وسعت فردوس جنان است
چشمان تو آرامش قبل از هیجان است
ای روزگار، غربت انسان چگونه است؟
دردِ غم و حکایتِ هجران چگونه است؟