غزلمثنویهای افغانی و فارسی را در کابلستان کشف کنید. آثار ترکیبی غزل و مثنوی با تمهای روایی و عاطفی از شاعران افغانستان. مطالعه آنلاین غزلمثنویهای افغانستانی برای دوستداران فرمهای پیچیده شعری کلاسیک.
کجا روانه کنم شور و شوق بی حد را
دو بال عاشق پروانه ای مردد را
غرور و هیبت تو در دل سپاه تو نیست
کسی مراقب اندیشه ها و راه تو نیست
برگرد سوی خانه، برای تو، دیر نیست
«بیگانگی» غمی است که درمانپذیر نیست
بکس را جمع بکن زود سحر نزدیک است
جنگ پیش آمده زن، گفته خبر نزدیک است
زخمی شکفته، حنجرهای شعلهور شدهست
داغ قدیمی من از آن تازهتر شدهست
مانده پلک آسمان در گیر و دار واشدن
شب بلندی میکند از وحشت رسوا شدن
عقاب خفتهی بیآشیان، ترا چه بخوانم؟
ترا ستاره، تو را آسمان، ترا چه بخوانم؟
هنوز خنده به جغرافیای تو تابوست
تویی زنی که همه ارزشش فقط گیسوست
میان درد و تب و سرفه و نفس تنگی
رسیده ام به شبستان کاشی رنگی
تو را گم کرده ام مثلِ پلنگی در تنِ جنگل
تو را مثل ظهورِ ماه در پیراهنِ جنگل
از آن شهری که شوق زندهگی را با خود آوردم
قبای خِفّت و شرمندهگی را با خود آوردم