آخرین اشعار

می خواهم بمیرم

شد اجاق آرزوها سرد، می خواهم بمیرم
آه بگذاریدم از این درد می خواهم بمیرم

بر سر آوازهای خویش می خواهم بسوزم
مثل یک ققنوس تنهاگرد می خواهم بمیرم

جنگلی سرشار از پاییز را در جستجویم
در میان برگ های زرد می خواهم بمیرم

می روم در گوشه ای متروک و پنهان از نظرها
مثل یک دیوانه، یک ولگرد می خواهم بمیرم

یا چنان قویی که می گویند در آغوش دریا
می سپارد خویش را خونسرد، می خواهم بمیرم

آی مردم از دل من باخبر هستید آیا؟
در زمین بی پناهی مرد می خواهم بمیرم

شناسنامه