عقاب تیز چنگ ما مبارکت ستیغها!
به پیش بالهای تو نشد حریف تیغها
پس از چه سالهای تلخ ببین که مادرت، وطن
برقص خاسته ز جا، اتن اتن اتن اتن
تمام کشورم شده، نشاط و شور و ولوله
دریچهها پر از انار و بال بال چلچله
پر اشک، چشم مادران، کنار باغ و پنجره
گشوده لب به زمزمه، سپرده دل به دمبوره
تمام دختران شهر، گرفته دست یکدگر
در انتظار لحظه ای که یار آید از سفر
تو وارث سیاوشی که نوبهارت آتش است
کمانی که بدست تو، همان کمان آرش است