بقچهی دل را گشودم تا که دردم را بجویم
دل به دریای تو دادم تا که غمها را بشویم
عشق تو آب حیات است ای شهید کربلایی
هیئتت راه نجات است ای شهید کربلایی
با زبان بی زبانی پرچمت در باد گوید
با شفاعت در بهشت است آن که این ره را بپوید
روی بال فطرست صدها سلام از ما نشسته
برده از روی لبانِ نوکران دلشکسته
نام زیبای تو آرام دل هر بیقرار است
هر که میخواند تو را در بین کشتیات سوار است
ساحل امن خدایی ای شهید کربلایی
تو به هر دردم دوایی ای شهید کربلایی