اشعار چهارپاره افغانی و معاصر را در کابلستان کشف کنید. چهارپارههای عاطفی و اجتماعی با تمرکز بر زندگی مدرن، مهاجرت و هویت از شاعران افغانستان. مطالعه آنلاین چهارپارههای فارسیزبان برای دوستداران شعر نوین و کلاسیک.
رونق و گرمی بساط من است
چشم او است قهوهخانهی من
عشق پیچان! بهار آمده است
دل دیوار را خراب بکن
ای شهر عشق و آرزو ، ای بلخ، ای مادر!
قد میکشد از دامن پر بار تو نوروز
توکلِ تو به عقلت، به حشمتت به زنیات
که شاد و زنده دل و یاغی و بزرگ بمانی
از انفجار نوشتیم در گزارش روز
هزار شكلك غمگین و تسلیت كابل
میروم از جهان پر وحشت
تا نبینند شال و دامن را
پیش آیینه شعر میخوانم، ماه در آسمان نمیخندد
دست از آستین برون زده شب، در بهروی سپیده میبندد
قطار عمر ترا باد میبرد هر سو
بنای زندگی تو چه خوب بر باد است!
ای غنچۀ باغ نوجوانی، ای اختر بی نشانۀ دور
ای پیش نگاه تو شکسته، لبخند ستاره های مغرور
شوهرم قریه دار كوچه ماست
نان و گندم به خانه خروار است
دیشب نظری به سوی دریا کردم
اندیشۀ غم گره گره وا کردم
همچو شهزاده گان عهد عتیق
اندکی خشمگین و مغرورم