دوبیتیهای افغانی و فولکلور فارسی را در بخش اشعار کابلستان بخوانید. دوبیتیهای کوتاه عاشقانه و حکیمانه با ریشه در فرهنگ خراسان و افغانستان. کاوش در دوبیتیهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر مردمی و سنتی فارسیزبان.
نشد که پا به پای من، تو باشی
چه میشد آه، جای من تو باشی؟
خوش باد عیشت ای یگانه یار
هرچند میدانم که غمگینی
آنجا تو زیر خنده میرقصی
از پشت بغضم گوش میگیرم
چون کوهِ بلند، باوری میخواهم
در عشقِ تو شوریده سری میخواهم
هر چند که روحِ خسته دارم، شادم
چشمانِ به خون نشسته دارم شادم
به چشمِ زندهگی آزاده هستم
ولی در تُنگِ غم افتاده هستم
بیمارم و درد من مداوا نشده
خورشید هنوز هم هویدا نشده
از رفتن جانم از بدن ترسیدم
دیوانه شدم میان غم خندیدم
ترسم به غمت مرا سیه پوش کنی
چون زلف همه گپم پس گوش کنی
نه باران بود، نی دریاچه نی ماه
فقط من بودم و یك دردِ جانكاه
شمشیر زنان به ماه گوری دارند
از دامنهٔ شفق عبوری دارند
برای خود پری باید بسازیم
فضای بهتری باید بسازیم