آخرین اشعار

افغان سعدی

نیم رخساره گلگشت حافظ، نیم رخساره بستان سعدی
در بغل کوزه‌ی شعر خیام، بر لبانش گلستان سعدی

دختر باغ فردوس عاشق، ماه‌نامه است مصراع ابروش
حاصل عمر فردوسی طوس، شاه‌دخت غزلخوان سعدی

تا کمر ریخته مو پریشان، آخرین خرمن خوشه‌چینان
بافه‌های غزل‌های تازه است، گیسوانش به دامان سعدی

شاید ابری از این گیسوی مست، ریخته تا کمرگاه تاریخ
شام را باز شیرازه بسته، بر سر ماه تابان سعدی

در حلاوت عسل خاک کویش، در عذوبت شکر آب جویش
در فصاحت الف لام مویش، متن درس دبستان سعدی

جان ما تخت جمشید عشقش، جان مجنون پر از بید عشقش
شرح پیچیده‌ی گیسوانش، شعرهای پریشان سعدی

زندگی دود می‌زد به مهتاب، اشک در چشم خونین بی‌خواب
با چراغی که آهسته می‌سوخت تا سحر در شبستان سعدی

دیر کردی و در انتظارت، آه و افسوس سعدی به خون خفت
می‌رسد از دل قرن هفتم، تا همین لحظه افغان سعدی

شناسنامه