آخرین اشعار

آيينه ترانه و توفان

در رثای شهید سید صفدر علی احسانی

دیروز سمت مغرب خون آلود، همراه بغض ثانیه ها رفتی
خورشید وار ای همه تن آتش! بر دوش سرد و خسته ما رفتی

آه! ای عقاب شعله ور رقصان! در آسمان ننگ فرو مرده
خون می‌چكید از پرو بالت، وقتی ز خاك تیره ما رفتی

محكوم سخت بودن خود ماندیم، مانند سنگ در دل كوهستان
تو از فراخنای زمین اما، مانند انعكاس صدا رفتی

آیینه ترانه و توفان بود، رنگین تر گلوی شهیدان بود
روح تو فرق شبنم و باران بود، ای آنكه تشنه پیش خدا رفتی

تبراق سرخ مرمی تو جاماند، انبان سكه و عنوان شد
تیغت شكست نام تو پرپر شد، چشمی نگفت «مرد كجا رفتی؟»

این شاخه ها و برف زمستانی، این باغ سرنهاده به ویرانی
آه! ای بلوغ باغچه احسانی! آه! ای بهار سبز قبا رفتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه