آتش گرفته ام، به تماشا تو نیستی
دلخسته ام و غرق تمنا، تو نیستی
سرگشته، قطره ای که ز چشمى چکیده ام
در حسرتم، تداعیِ دریا، تو نیستی
پاییز هست، رنگِ عطش، رنگِ انتظار
فردا، بهارِ عاطفه، تنها تو نیستی!
گهگاه ما به دعوت دل خوانده میشویم
یا من نی ام به خلسه ی شب، یا تو نیستی
گفتم شما، خدای منی در حریم عشق
هر دم خدا خدا کنم اما! تو نیستی