من مثل نامه های خودم بی نشانی ام
دیگر چرا به سمت خودت میكشانی ام؟
درخت ماند و پرستو، شبی نشان میداد
در امتداد نگاهش پرنده جان میداد
امسال باز بیوطنیم، ای پرندهها
یک روح در دو تا بدنیم، ای پرندهها
قطار می شوی و کوپه های بی نفرم
بجز دو ریل شکسته نمانده از سفرم