عاطفهسادات موسوی یکی از شاعران معاصر افغانستان است که با آثارش در فضای ادبیات فارسیزبان شناخته میشود. او در کنار سرودن شعر، در حوزههای فرهنگی و هنری نیز فعالیت دارد و اشعارش اغلب با مضامین اجتماعی، هویتی و زنانه همراه است.
آنکه سنجیده دل تنگ حرم را با تو
به سرانجام رساندست کرم را با تو
در خشکی دهانِ بیابان مباهله
سوگند خورده است به باران مباهله
روی دوش نسیم پیغام از مستی خون و کاکل آوردند
رمضان است یا محرم که کربلا را به کابل آوردند؟
زمان فدای تو آری، مکان فدای تو شد
تمام هستی این نیمه جان فدای تو شد
مثل بابا همه ی دشت صدایش کرده
مادر او چقدر گریه برایش کرده
نوشت عاشقم از شوق پر در آوردم
چقدر بوسه در آغاز دفتر آوردم
عزیز رهبر، رفیق مردم، رییس جمهور دل کجایی؟
خبر رسیده که باز تنها، بر آن شدی تا حرم بیایی
غمگینم از نوشتن این ابیات
در دفتری که از تو بجا مانده
حس میکنم با دیگران بیگانه بودن را
عاقلتر از هر عاقلی دیوانه بودن را