صفیه بیات متولد سال ۱۳۶۱ ه.ش در کابل است. از حدود سال 1362 به ایران مهاجرت کرده است. وی فارغ التحصیل دانشگاه تربیت مدرس و دانشجوی رشتۀ جامعه شناسی در دانشگاه مشهد و گویندۀ دری در رادیوی مشهد است. هم اکنون وی در هلند زندگی می کند.
نوشته است خدا داستان خلقت را
کشیده بر کف دستم خطوط مفرط را
مانده ام در کوچه گمراهی ات
کشته ما را رسم خاطر خواهی ات
بر گریه های این زن دیوانه سر بزن
نقاشی ام کن و به تنم بال و پر بزن
می بوسمت زیبای من طعم عسل داری
یک عاشق مجنون و گاهی مبتذل داری
انكارت می كنم اما تو هستی
مثل نفسهایی كه در سینه میاید و میرود...
پرده ها را بكش و نقش مرا رنگ بزن
جام را سر بكش و موی مرا چنگ بزن
همیشه سخت می گذشت همیشه وقت انتظار
زنی به جستجوی تو میان خالی قطار
از همان لحظه های آغازین از همان روز با تو همسفرم
سوختی تا که شعله ور باشم، مثل پروانه ای به دور و برم
در شروعی خموش و مه آلود، میرسم تا به انتهای خودم
مثل این کفشهای آواره میروم باز پا به پای خودم
درون خلوت خود کرده ماه سر در چاه
و در سیاهی شب قصه ی سحر، در چاه
به پا كردی میان سینه ام صد سوز دیوانه
همان وقتی كه گفتی عاشقی، دیروز دیوانه
آتش زدی به من، به دل زخمی ام عزیز
یك چینی شكسته شدم ریز، ریز، ریز