سخی ظفری از جمله شاعران معاصر افغانستان است. او در کنار این که شاعر خوب است، ناقد و شعرفهم خوب هم است. لانه در دودکش، اولین اثر شعری وی، در شهر تورنتوی کاناداست که توسط انتشارات «کتاب کابل» به نشر رسید.
نشستهام که کی این انتظار سر برسد
دو کفش خسته به ناگاه پشت در برسد
سوی تو، سوی تو باید قدمی بردارم
نه که دست از سر قول و قسمی بردارم
دلم چقدر پر و خالی است دنیایم
شبیه شاخچهی بیپرنده تنهایم
گندم زرد شده در دم داسم چه کنم
اگر از سایۀ مرگم نهراسم، چه کنم؟
آرام بود، سوی کسی هیچسو نرفت
تنهاییام نشست، کسی سوی او نرفت
پری به گردن آینده شال بافته بود
به رنگ آبی روشن دو بال بافته بود
آغوش باز کردی اما کفن شدی
گهواره را نداده تکان، گورکن شدی
خسته بودیم و باز میرفتیم
سوی مرگ این مسیر جریان داشت
سرما کمین به دور و بر خانه کرده است
برف است آنچه بام سر شانه کرده است
او را نه بد نه خوب فقط ماه میکشم
او را غم یک آدم خود خواه میکشم
بهار دهکده، گنجشکها، سرود، چه شد؟
قطارهای چنار کنار رود چه شد؟