متن آهنگ:
يك بار ديگر بازى دار و سر ما
تابيده خون بر آفتاب از پيكر ما
ما را بكُش! شور خطر در سينهی ماست
ما را شهادت عادت ديرينهی ماست
نسل شهيدانيم، خو داريم با خون
هر روز اينجا ما وضو داريم با خون
با داغ، با غم، با جنون ما را سرشتند
تاريخ را با خط خون ما نوشتند
اين دهمزنگ، اين مقتل اجدادى ماست
اين محبس غم شاهد آزادى ماست
ما را نترسانيد! در ما شعله جاریست
در رگ رگ هر شخص ما خون مزارىست
از خون ما امروز گلگون كوه و دشت است
راهى كه با خون رنگ شد بىبازگشت است