دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبیب من
دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
خیال خود به شب گردی به زلفش دیدم و گفتم
خیال خود به شب گردی به زلفش دیدم و گفتم
رقیب من چه می خواهی تو از جان حبیب من
رقیب من چه می خواهی تو از جان حبیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
نهیبی میزدم با دل که زلفت را نلرزاند
نهیبی میزدم با دل که زلفت را نلرزاند
ندانستم که زلفت هم بلرزاند نهیب من
ندانستم که زلفت هم بلرزاند نهیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
خوشم من با تب عشقت طبیب آمد جوابش کن
خوشم من با تب عشقت طبیب آمد جوابش کن
حبیبم چشم بیمار تو بس باشد طبیب من
حبیبم چشم بیمار تو بس باشد طبیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
من از صبر و شکیب از شهر یارا شد ره آفاق
من از صبر و شکیب از شهر یارا شد ره آفاق
همه آفاق هم میدان ازین صبر و شکیب من
همه آفاق هم میدان ازین صبر و شکیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبیب من
دلا دیشب چه میکردی تو در کوی حبیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
