
احمد ولی – موزیک «امروز نوبهار است»
متن آهنگ: شد بهار و و بر لب گل ساغر می میزنم سبحۀ فرسوده را هم بر سر وی میزنم امروز نوبهارست ساغرکشان بیایید گل

متن آهنگ: شد بهار و و بر لب گل ساغر می میزنم سبحۀ فرسوده را هم بر سر وی میزنم امروز نوبهارست ساغرکشان بیایید گل

متن آهنگ: مثل خمیازه خوش رنگ انار است دلم قندهار است دلم مثل خمیازه خوش رنگ انار است دلم قندهار است دلم مثل یک جا

متن آهنگ: خون سفید و سرخ و حَبَش هست در زمین خون میدهیم و باز عطش هست در زمین خونِ گلوی کیست بَرین سنگفرشِ داغ؟

متن آهنگ: صبح کشور میوات یاسمین بهار است این بوی ناز میآید جلوه گاه یار است این گر گل از چمن روید، یا نفس سمن

متن آهنگ: گر کنم صاحب من، با تو نگاهی گاهی عفو کن، میشود از بنده گناهی گاهی محتسب میکده را ساخته ویران، صد حیف میگرفتیم

متن آهنگ: چون درخت فروردین، پر شکوفه شد جانم دامنی ز گل دارم، بر چه کس بیفشانم؟ ای نسیم جانپرور، امشب از برم بگذر ورنه

متن آهنگ: تب کرد خاک و تیرهی انسان تباه شد شرمنده باز چهرهی خورشید و ماه شد انسان نماند و در وزش تند گورها پیشانی

متن آهنگ: دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟ ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم

متن آهنگ: پُشت درگه قلایْ تو یک شوِ تار، اى یار! از راهِ دشت و کوه مییُم، باشی خبردار! اى یار! بله بام بور شو

متن آهنگ: ای شب تو به روزگار من میمانی یا مولا دلم تَنگ آمده شیشۀ دلم ای خدا زیر سنگ آمده ای ماه نهان به

متن آهنگ: چشمهای ترا وقتی که به خواب میبینم سودایی میشم صحرایی میشم تکه تکه تکه میشم خندههای تو وقتی که یادم میآید هوش پرک

متن آهنگ: ساز امکان از شکست آواز پیدا میکند بال بر هم میخورد پرواز پیدا میکند چون نگه هر چند در مژگان زدن گم میشویم