
داستان کوتاه «سایه های خواب»
به محض رسیدنت مادر بزرگ فوت کرد. عمویت می گوید تو عزراییل هستی بودنت باعث عذاب. سرت را پایین می گیری به پوتین های پر

به محض رسیدنت مادر بزرگ فوت کرد. عمویت می گوید تو عزراییل هستی بودنت باعث عذاب. سرت را پایین می گیری به پوتین های پر

همین که از در دانشگاه بیرون آمدم نزدیک بود بروم زیر کامیون از ترس موهای بدنم سیخ شده بود این روی تنم حس میکردم. پدرسگ