داستان کوتاه «رولت روسی»

داستان کوتاه «رولت روسی»

هفته قبل الیاس صبح روز دوشنبه با خماری شدید از کنیاک خیابان های مستقیم و طولانی بلوار 26 را رکاب می زد و در این

داستان کوتاه «‌آل خاتو»

داستان کوتاه «‌آل خاتو»

عزیز بود و سنگ موم، قریه ای که همه دنیایش بود. یک یک تخته سنگ‌ها و درخت‌هایش را میشناخت در رودخانه اش آب بازی ها