
داستان کوتاه «از آمیزش ما چاهی از زمین سر برآورد»
ــ شب ــ چشمم را باز میکنم. میان انبوه درخت گیر افتاده ایم. اینجا دریای درخت هاست. ما کف دریا هستیم. از شدت شب، درخت

ــ شب ــ چشمم را باز میکنم. میان انبوه درخت گیر افتاده ایم. اینجا دریای درخت هاست. ما کف دریا هستیم. از شدت شب، درخت